سلااااااااام!!!
قرار بود اینجا یه اپ دیگه ای باشه ها ولی به خدا خسته شدم هنوز تمام نشده![]()
خوب خوبید ؟
دلم پوسید از حرف نزدن با شما ها
اخه به خدا هنوز دوتا پستای قبلو سر نزدم می بینید چقدر خوبم! بد موقع، مزاحم میزبان نمیشم![]()
خوب چه خبرا ؟ خوش می گذره ؟ چیکار می کنید ....راستی یه خبر داداشم میلادم بعد عمری اپ کرده بهش سر بزنید در ضمن کامنتایی که به اسم باران داده شده منما.........میدونم ،میدونید اون موقع ها، باران بودم ولی برای داداشم همیشه باران بودمو هستم![]()
من یک شنبه امتحان دارم و سعی می کنم دختر خوبی باشم همینطور که نصیحت شما می کنم که بخونید درساتونومنم بخونم...........خوب چه خبر دیگه؟
راستی دلتون میاد وقتی من می نویسم چه خبر چرا هیچکی جوابمو نمیده ها؟؟؟![]()
خوب اینو بخونید تا بعد بگم:
به راحتي مي شود بدون فکر کردن حرف زد،ولي به سختي مي شود زبان را مهار کرد.
به راحتي مي شود کسي را که دوست داريم از خود برنجانيم،ولي به سختي مي شود اين رنجشرا جبران کرد.
به راحتي مي شود دوست داشتن را به زبان آورد، ولي به سختي مي شود آن را نشان داد.
به راحتي مي شود دوستي را با حرف حفظ کرد، ولي به سختي مي شود به آن معنا بخشيد.
به راحتي مي شود اين متن را خواند، ولي به سختي مي شود به آن عمل کرد.

خوب کامل ننوشتم چون نمیخواستم خسته تتون کنم و نخونید
خوب چی بگم دیگه؟
گفتم دلم براتون تنگ شده ؟
نگفتم ........؟ خوب نمی گم چون میدونم خودتون دیگه میدونید![]()
بابا گردنم راست نمیشه از بس میام پای کام... دعا کنید امتحانامو خوب بدما باشه........ خوب نزنید دیگه بابا فقط دلم تنگ شده بود راستی پست بعدی من یه داستانه. بود خیلی وقت پیش دوتا قسمت از داستان دخترک و پسرک رو گذاشتم ،قسمت سومش پست بعدی میذارم!
و اگه دیر اومدم دلگیر نشین میام و دیگه دوباره مثل سابق میخوام اپ کنم
میخوام شما رو وادار کنم اپای منو بخونید با نمره ناپلئونی قبول شید...
خوب فعلن!!!
راستی یه چیزی من بیشتر دوست دارم کامنتام مثل تالار گفتمان باشه پس ببخشیدم اونجا هم می نویسم لااقل از اونجا دیگه دس بر نمیدارم![]()
خوب:![]()
شب خوش ![]()
روزای خوبی رو پشت سر بذارید![]()
مواظب خودتون باشید![]()
فعلن!!!


