تشکر...
""بچه ها سلام راستش یه کاری اومدم کنم تو پست بعدی شیرین کاریمو می نویسم فقط لینکام تموم پاک شد لطف کنید دوباره ادرساتونو بذارید یادتون نره باشه .............. خوب دیگه میرم سر بزنم بهتون راستی کد تالار و موسیقی هم باز میذارم ولی دوسه روزدیگه ............... یادتون نره ادرسای بلاگاتونو بنویسید خوب فعلن ""
سلام
اگه بخوام گریه کنم حق دارم به خدا چهار ساعت نوشتم همش پرید
ولی عیب نداره بازم می گم برای خودم تکراریه برای شما نیستش که .......
خوب چه خبر خوش می گذره ؟ جای منو حسابی خالی کنیدا...این چند روز راستشو بگم اصلن حالم خوب نبود هم بخاطر عکس هم دلم گرفته بود امان ازاین روزای بارونی که هر چی می کشم...... بدشانسی چند روز اینقدر بارون می اومد که مدرسه تعطیل میشداز شانس بد من که کلاس دارم هیچ خبری نیست !!!
راستی تالار گفتمان منو دیدید؟ از این به بعد هر وقت اون شم اونجا یه سلام می کنم باشم جوابتونو میدم البته اگه برش ندارم !!!
من دیروز امتحان داشتما .... راستش جمعه نشستم نصفشو خوندم اما دیروز که اومدم بقیشه بخونم ساعت ده نشستم تا ده نیم بیست صفحه رو خوندم بعد زنگ زدم به دوستم گفتم بیاد خونمون .... اینم از خوندن ........... بدشاسنی امتحان گرفت .......... البته گفته باشم خودم می گم بیست میشما ببینم استاد چجوری تصحیح کنه ............

راستی میخوا م اینجا از یه دوست خوب تشکر کنم نه بخاطر پستی که داده بلاکه بخاطر لطفی که به من داره همیشه به من سر میزنه حتی اگه نباشم بهش نظر بدم همیشه هم بیشترین کامنتی که برای هر پست داده میشه اون میده منو شرمنده می کنه نمیدونم ولی به من لطف داره من نمیدونم چجوری ازایرن و آرش مخصوصن تشکر کنم............ فقط می تونم بگم مرسی بابت همه چیز مرسی بابت اینکه هیچ وقت منو تنها نمی ذارید .................

یادم رفت دیگه چی گفته بودم ؟! آها گفته بودم اون کسی که به اسم چی بگم از من انتقاد کرده بود و گفته بود :میخواستم میل کنم نظرمو .راستش من خیلی وقته میلمو برداشتم و چت، نمی گم نمی کنم فقط با دوستای دخترم چت می کنم ایدیمو کسی نداره...یعنی یه عده معدودی دارن ........ و اینم بگم چت خیلی کم می کنم معمولن وقتی اون میشم به ایدیام سر نمیزنم...... البته گفتم ایدیامو سه تاشونو پاک کردم ...... فقط دوتا موندن خوشحال میشدم شما که انتقاد کرده بودید ادرس بلاگتونم می نوشتید.... اینجوری خیلی بهتر بود بهر حال من دوست دارم بدونم کی بودید .......... پس منم حق دارم خواهش کنم ادرس بلاگتون رو برام بذارید مرسی هم به بلاگم سر می زنید
حیف شد بقیش یادم رفته بگم برید خدا رو شکر کنید پرید همش من میرم
حرف آخر وجدان تنها محکمه است که نیاز به قاضی نداره ( این دیروز سر کلاس استاد قبل از امتحان نوشت یعنی تقلبی نکنید راستی بچه ها اگه وجدان ماها نداشتیم چیکار می کردیم ؟)
خوب روز خوبی داشته باشید به همگی خوش بگذره
می بینمتون
راستی من باید به دویست نفر سر بزنم نگید بی معرفتم.............
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1384 ::: ساعت 11:21
سلام
خوبید همگی ؟ منم خوبم .......... قرار نبود آپ کنم ....... چون دوسه نفر سوالمو جواب نداده بودن یکیشون داداشم بودش که بهش می گم باید سوالمو جواب بده ها زوریه
خوب دلیل آپ کردنم اون عکس بود که تو پست قبل گذاشته بودم پاکش کردم عکسو خوب اولش من اصلن متوجه اون مجله ای که دست بچهه بود نشدم البته تو کامنتا میددیم حرف از مجله زدن ولی به خدا نمیدونستم چیه ...الان چجوری بگم یه نفر کامنت داده بود خوب اینجا ازش تشکر می کنم و هم اینکه کاش ادرس بلاگشو گفته بود خوب شما هم بخونید بد نیست انتقادی از منه والا
| نويسنده: چی بگم |
سه شنبه 24 آبان1384 ساعت: 19:7 |
| از یه خانوم خوبی مثل شما بعیده. این عکسی که گذاشتی مربوط به playboy هست که در زمینه های مبتذل هست. شاید عکس اون بچه با مزه باشه ولی گذاشتن یه همچین عکسی (مجله ای که دست بچه هست) خیلی زشته. از شما انتظار نداشتم. |
| |
خوب بازم مرسی بخاطر متوجه کردن من . بچه ها یه جیز به خدا من خیلی بچه ام خیلی . خیلی چیزا رو نمیدونم اصلن هیچی نمی دونم به خدا بازم منو ببخشید من چون خودم از بچه ها خوشم میاد اینو گذاشتم بازم منو ببخشید
خوب من میرم دیگه فقط بدونید خیلی دوستتون دارم خیلی برام مهمید خیلی ..... آها یه چیز دیگه به وبلاگم نمره ۲۵ درصد داده یکی از بچه ها چون هیچی چیزی برای آموزش ندارم
اگه به خدا اونجوری دوست دارین من بلاگو اونجوری می کنم اگه دوست دارین بشینم آموزش بدم.... ولی خودم بلاگمو خیلی دوست دارم بخاطر اینکه از خودم می گم از چیزایی که دوست دارم هر چند گاهی اوقات خسته کننده میشه خوب ........ اگه دوست دارین تغییرش می دم شعر میذارم ....... یا نکات آموزنده از این حرفا دیگه
خوب کلی گفتما فداتون بشم الهی من همین
شب خوبی داشته باشید !!!
خوابیدید خواب منو هم ببینید بد نیستا 
کسایی که سوالمو جواب ندادن برن جواب بدن یقشونو می گیرما
رفتم دیگه
فعلن!!!
سرماخوردید بگید ........ خبره شدم به خدا ها خوبتون می کنم
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 ::: ساعت 21:37
سوال...
سلام !!!
خوبید ؟ خوش می گذره بدون من؟ میدونم نمیگذره
اصلن بدون من هیچ جا صفا نداره 
یه چیز بگم تا آخر پستو میخونید آخه من مچگیری می کنم هر کی نخونه میام یقه شو می گیرما گفته باشم
خوب چه خبرا ؟ غیر از سلامتی ها!!!
من شنبه مثلن امتحان داشتم خو ب من صبح ساعت هفت بلند شدم خوندم تا ساعت هشت،جزوه چهل صفحه ای رو تموم کردم!بعد رفتم،خوابیدم.اخه هیچی بهتر از خواب نیستا
رفتم دانشگاه!دیدم یکی از بچه ها می گه :برای ۵ صفحه از جزوه یه صبح تا عصری گرفتار خوندن بوده
من هیچی نگم بهتره............... جالبتر اینکه بچه ها این همه خونده بودن امتحانو کنسل کردن!!
خوب اینم از درس خوندن من .......اینجوری خیلی خوبه ها اصلن اذیت نمیشید البته اینو بگما درسو یاد گرفتم ... خوب چی بگم میخواستم کلی بگما یه چیز من حرفام تو دلم بخدا مونده می ترسم زیاد حرف بزنم بگید عجب دختری وگرنه اینقده حرف دار م من........... یه چیز می ترسم تا آخر نخونید ........ یه چیز دیگه اینکه دیگه کامنتا رو تایید می کنم چون اینجوری بیشتر خوشتون میاد من که خسته نمیشم خودتون خسته میشید
سوال آخرم اینه اینکه کسی که یه روز قرار ه بیاد تو زندگیتون دوست دارید چجور آدمی باشه ؟ و ازش چه انتظاری دارید ................؟
چند وقته میخواستم بپرسم در ضمن تقلبی هم نباشه ها نبینم رو دست هم نگاه کنیدا ......
اگه دیر به دیدنتون میام به خدا منو ببخشید دست خودم نیست این سرعت پایین نت و هم بخوام به دیدن همتون بیام کلی وقت می بره مخصوصن بخاطر درسا و تحقیقا ............... به خدا همگیتونو دوست دارم .............. فدای همتونم میشم چون شما قبلنم گفتم مثل ابجی ها ،داداشی منید !!!
خوب برم دیگه .................. شب خوبی داشته باشید روزای بعدیتون با خوشی بگذره
می بینمتون ..................... خیلی ...... نمیدونم چی بگم زود یا دیر؟ 
خوب فعلن !!!
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 ::: ساعت 22:42
گفته باشم کامل می خونیدا ...
اول سلام رو بدم من چون کلی حرف دارم یه هفته هیچی نگفتم هنره ها
خوب سلاااااااااااااام !!!
چه خبرا خوش می گذره به من أره خیلی خوش می گذره زیادی هم، چون دارم یاد می گیرم بعضی وقتا دلتنگی لازمه ، بعضی وقتا نباید زندگی رو سخت گرفت. یه چیز من گفتم این هفته تموم کار دارم هنوز تموم نشده ها ،من این همه را ه رفتم مثلن ثبت نام کنم بعدش چون عکس با خودم نبرده بودم، نذاشتن کتابارو ببینم
منم اصلن به روی خودم نیوردم نشستم تا دوستم دنبال کتاب بگرده حیوونکی کلی خسته شدا ...
راستی یه چیز من این کامنتا رو وقتی پست جدید میدم تایید می کنم اونم دلیل داره ها خودتون میدونید چقدر من شما رو دوست دارم بعد من هی بخوام تایید کنم یهویی باید منتظر باشید 100 تا نظر باز بشه بعد نظرتونو بگید بعدشم حواستون نیست می زنید ثبت حالا باز باید منتظر باشید نظراتم باز بشه!!! بخاطر هیمن هم تعداد پستا رو کم کردم هم کامنتا. می بینید چه دختر خوبی هستم قدرمو بدونیدا
یه چیز دیگه اینکه این هفته هم از دستم راحتید
چون باید برم مرکزمون خونه کسی که می مونم کام نداره که بیام از این لحاظ راحتید دیگه
بعد فکر کنم دیر تر بیام سر بزنم چون دختر خوبی شدمو باید درسامو بخونم دیگه....
خیلی حرف زدما آره؟ ولی مهم نیست تازه از قحطی اومدم دیگه البته دیشب اومدم خونه ها راستی یه تشکر ویژه کنم از داداشی خودم که مثل داداش می مونه برام
الان رضا داداش کوچیکه خودم می گه چرا اسم منو نگفتی خوب گفتم دیگه
خوب دیگه چی بگم من؟
برم بهتره ها تا بیرونم نکردید .... فدای همگی تون بشم من
هوا سرده لباس گرم بپوشیدا 
یه چیز حسابی هوای خودتون رو داشته باشیدا چون یه دختر اینجا هستش که حسابی نگرانتونه ها چون همگی تون ابجی ها و داداشای اون دخترید
می بینمتون خیلی خیلی خیلی زود ( بگم دیر بهتره ها)
خوب ؟ فعلن 
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 ::: ساعت 10:7
خیلی....
خیلی دلتنگم
خیلی قرار بود این پستو کامنتاشو ببندم، ولی خوب چون یه هفته ای اینجا نیستم ،نمی بندم چون می خوام بدونم کدوموتان اومدید از زیر خوندن متنای من در نرفتید 
راستی سلام !
خوبید همگی ؟ من زیاد حالم خوب نیست. چراشو هم میدونم چرا ؟ چون خیلی دلم تنگه . اونم فقط برای یه نفر ،که دنیام رو خیلی وقته بهش هدیه دادم ، خیلی وقت میشه که زندگیمو با نگاه او می بینم ...بگذریم قرار نبود بیام دلتنگتون کنم اصلن قرار نبود من چنین پستی بدم، چون این بلاگم قرار بود شما ها رو باشادی آشتی بده! قرار بوده وقتی کسی به دیدن این بلاگم بیاد... بگذریم خیلی وقت هست حدود یه هفته ای میشه ،دیدن خیلی ها نرفتم هنوز نتونستم به هیچکی سر بزنم اینو بذارید بخاطر دلتنگ بودنم ... بخاطر ... راستش پستی که آماده کرده بودم این نبود ولی دلم می خواد وقتی اون پستو می ذارم حضوشو حس کنم ولی وقتی نباشه من چی بگم از ش؟

راستی عیدتون مبارک باشه نماز روزه های همگی تون قبول باشه ! دیگه چی بگم من؟ نرمال نیستما حالم خوب نیست دست از شوخی هم برنمیدارم هر کی جای من بود الان باید گریه می کرد
دست خودم نیست دیگه ! فقط دعا کنید زود زود زود خوب شم یعنی زود زود زود بتونم ......... شما دعا کنید کاری نداشته باشید دیگه من چمه
خوب برم تا بیشتر ناراحتتون نکردم فقط اگه یه هفته منو ندید زیاد تعجب نکنید بخاطر اینکه باید به کنفرانسایی که قرار ه بدم برسم من 
بخاطر این پست و این اپ کردن منو ببخشید گفتم زیاد حالم خوب نبوده زیاد که نه میشه گفت در وضعی نبودم که اپ کنم ولی باید اپ رو می کردم دیگه !!!
سفارشی نمی کنم این دفعه!
می بینمتون !!!
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ جمعه سیزدهم آبان 1384 ::: ساعت 19:26
سلام
خوبید همگی تون ؟ هیچکی سرمانخورده
من هنوز خوب نشدما!!!
فکر کنم بازم باید برم دکتر...
هنوزم به هیچکی سر نزدم !!!
الان میام سر می زنم ، فقط ممکنه این دفعه یه سه چهار روزی طول بکشه آپ کنم بخاطر تکلیفایی که دادن دیگه این استادا ... امان از درس به خدا... منو چه سیاست؟ 

خوب دیگه من برم سر بزنم بهتون!!!
مثل همیشه آخرین حرفمو چی می زنم؟ این دفعه می گم همگی تون بشینین درساتونو بخونید ...
خوب می بینمتون !!!
فعلن
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ پنجشنبه پنجم آبان 1384 ::: ساعت 23:7
سرما خوردگی....
سلام !!!
چطورید؟ خوبید ؟ خوش می گذره ؟ به من که اصلن . نمیدونم من، به این سرماخوردگی چه خوبی کردم، که ولم نمی کنه ، همش میخواد باهام باشه !!! دو هفته هست هی میرم دکتر هی پنی سیلین و مسکن می زنم ،فایده نداره ! دیروز دیگه دکتر از دستم کفری شد
سرم برام نوشت من و بدبختو بگو، همیشه وقتی می خواستم برم دکتر قشون کشی می کردم این دفعه تنهایی پا شدم با بابا رفتم . بابا هم رفت سر کار ،من موندم تنها اونجا
.............. حالا اقاهه گفت من بالا برات سرم می زنم دردت نیاد، نه اینکه منم تا حالا سرم نزده بودم ،از خدا خواسته قبول کردم. وقتی چهارساعت با رگ دست بالاییم کار کرد صدای یکی دیگه از پرستارا زد! تازه فهمیدم اقا رگ دستمو پاره کرده
بعدشم گفت: خوب حالا اینجا نشد امتحان کنیم! می خواستم دردت نیاد که دیگه نشد باید رو مچت سوار کنم
تو دلم گفتم : منکه همون اولش هیچی نگفتم. خلاصه هیچی ما رفتیم تو فکرو یادمون رفت سرم تموم شده! بعد نمی دونم چند دقیقه بدو بدو اومدن هوای سرمو خالی کردن گفتن چرا خبر ندادی ؟ من که اینقده رفته بودم تو فکر نفهمیدم کی تموم شد می بینین به خدا ادم چقدر مشکل داره! هیچی سرم دومی داشت تموم می شد بابا اومد. منم خودم حالا بهش گفتم : بره سرکار . ولی وقتی رفتم خونه! به مامان گفتم : بابا منو تنها گذاشته
....... دیگه تهشو بخونید 
برای من که دعا کردید؟ میخوام یه زحمت دیگه هم بدما یکی بچه ها ( یا یه دوست )پست قبلی من چنین کامنتی رو داده من با یه خورد ه حذف کردن براتون میذارم چون نصفش خصوصی بود دیگه
بچه ها این سرماخوردگی من خوب بشو نیست به خدا ..........خوب دیگه چی بگم؟ آها
مرسی سر می زنید این روزا من زیاد حالم خوب نبود نتونستم به همه سر بزنم ...... البته دیشب سعی کردم سر بزنما یه چیز دیگه من شنبه که رفتم کلاس استادمون گفته خودتون جای سی چهل تا رییس جمهور وزیر بذارید بگید اگه تو موقعیت اونا بودید چیکار می کردید؟
بدبختیه به خدا درس خوندنا 
خوب برم دیگه کلی این پستم شد ............. روز خوبی داشته باشید همگی تون
مواظب خودتون باشید حواستونم باشه سرماخورید از من نخوردیدا ...از این بذل و ببخششا به هیچکسی نمی کنم
فدای همگی تون من بشم الهی ......................... 
می بینمتون راستی اخرین حرفمم بگم بلاگ تنهایی هم آپ کردما البته دیروز هیچکی هم نظر نداده
خوب منتظرتونم !!!
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ سه شنبه سوم آبان 1384 ::: ساعت 13:40
هنوز...
دیشب در خواب تو رو دیدم توٍ ساده نشناخته را !
که هنوز،حتی در خیالم هم نمیدانم ! چه نقشی برنقابت زنم تا بدانم هستی در کنارم !
هنوز هم مانده ام چگونه دل را در برابرت با ختم در برابر تویی که هیچ آشنایی دیرینه ای نداشتم !؟
هنوز هم مانده ام که چگونه میخواهم ادامه دهم راهی که ...
دوستت دارم هر چند هنوز در ابتدای راهم !!!

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ دوشنبه دوم آبان 1384 ::: ساعت 0:0
بعضی وقتا شده روزایی که تولد و شهادته رو فراموش کردم شده گاهی اوقات روزای هفته هم فراموش کنم گاهی اوقات شده برای اینکه بخوام کاری که منجر به گناه می شه رو انجام بدم خودمو به بی خیالی زدم و انجامش دادم
ولی امشبو هیچی وقت نمی تونم فراموش کنم چون در چنین شبی بود که.........................
می خوام برام تو این شب دعا کنید دعا کنید که خوب باقی بمونم ( نه اینکه حالا خوبما ) ولی به دعاهای شما بدجور محتاجم بدجور بد جور ازتون می خوام دعا کنید که به اون چیزی که می خوام برسم
خوب می دونم این عکس زیاد .......................... ولی خوب میدونید کسی که امشب ضربت خورد الان داره لحظه های انتظارش به کندی سپری می کنه که بره ................. خوب
میدونم نمی تونم هیچی حرفی بزنم پس بی حرف اپ امشب منو بپذرید !

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
می بینمتون
یادتون نره !!!!!!!!!!!
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ یکشنبه یکم آبان 1384 ::: ساعت 1:0